چیچکا


Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

: ناصر عبداللهی از نگاهی دیگر

 

 ((از همه بلاگرهای کنگی خواهشمندم با حذف لینک سگ کنگ و توصیه به کاربرانشان برای بازدید نکردن از این بلاگ غیر اخلاقی به حرکت ناجوانمردانه مدیر ان بلاگ پاسخی شایسته نام کنگ بدهند))

در این پست سعی داریم مطلبی را در مورد زنده یاد ناصر عبداللهی بنویسم  و سعی براین است که از زاویه دیگر و شاید به نوعی متفاوت اسطوره موسیقی استان را مورد بررسی قرار دهیم .

موسیقی  مانند خون در رگهای او جاری بود و او این استعداد ذاتی را خبلی زود از خود بروز داد . ناصر عبداللهی در روزهایی در بندرعباس طلوع کرد که در موسیقی محدود شده آن دوران  هم افراد قدری وجود داشتند . از شخص خاصی نام نمی برم . ناصر عبداللهی با آب و خاک و سنتهای مردمانش در جنوب عجین شده و تمام نشانه های آن را می توان در کلیه آثار بر جای مانده از او مشاهده کرد . کسانی که پس از مرگ وی مدعی بودند که ناصر عبداللهی هیچ مشخصه ای از موسیقی هرمزگان در آثارش وجود ندارد فقط به علت عدم درک صحیح از این هنرمند و موسیقی هرمزگان اینگونه می گویند . درک از موسیقی هرمزگان با مطالعه چند سطر و جستجو در نوشتارهای اینترنتی میسر نیست و کسانی که با این شیوه سعی در شناخت دارند مسلما به بن بست  بر می خورند . شما باید هرمزگانی باشید و هرمزگان و سنتها و موسیقیش را لمس کرده باشید تا بتوانید به این درک برسید . مرحوم تا آخرین لحظات حیاتش تمام هم و غمش این مردم و استانش بود .

 

مرحوم چه باید می کرد که همه راههای  پیشرفت و ترقی در کشور ما به تهران ختم می شود . او باید علیرغم تمام  ناراحتی که همشهریانش از عدم حضور او در بندرعباس داشتند در تهران به دنبال پیشرفت می بود .  قبل از عزیمتش به پایتخت محبوبترین خواننده استان بود و موسیقی برای بسیاری از هرمزگانیها یعنی ناصر عبداللهی اما حضورناگهانی او در تلویزیون و تهران ، اعلام کناره گیری از سبک قدیمی اما محبوب خواندنش و برخی گفته ها که مورد رضایت همشهریانش نبود باعث شد  برخیها علیه او جبهه بگیرند اما نه از سر کینه و عداوت  بلکه به این خاطر که چرا ؟  چرا ناصر سبک دوست  داشتنی خواندنش را عوض کرد ؟ چرا می گویند ناصر شیعه شده  ؟ ( توجه کنید که شیعه و سنی بودن ناصر برای هرمزگانیها مهم نبود مردم به دنبال آن ناصر محو شده بودند . ) چرا ناصر حرفهایی را علیه همشهریانش بر زبان آورده ؟ چرا ناصر دیگربندرعباسی نمی خواند ؟ تصور اینکه ترانه هایی مثل شهلا  ، دیریا موجن کاکا ، خیابان دلگشا و . . . دیگر تکرار نشود هر هرمزگانی را عصبی می کرد . چرا و چرا ؟ جز ناصر هم کسی نمی توانست پاسخ این سوال را بدهد اما او هم سکوت کرده بود و پاسخهایی هم که داشت اصلا قانع کننده نبود . دوستان شهرستانی بسیار ساده با این مسئله برخورد می کردند و می گفتند خوب دوست ندارد و کسی هم نمی تواند او را وادار کند دوباره به سبک قدیمی اش بخواند . اما این ناشی از یک تفکر بی روح و بر پایه استدلالهای همیشه خشک منطق است اما خوب واقعا این گفته منطقی بود اما برای همشهریان ناصر منطقی این بود که ناصر به شهرش برگردد و باز هم بخواند نکند او هم اسیر جریان متهوع موسیقی بشود که در آن زمان گریبان کشور و هنرمندان را گرفته بود و افسوس که به ظاهر اینگونه شده بود واقعیت این بود که ناصر خود هم از این قضیه استقبال کرده بود و حالا شاید هم اهداف دیگری در پشت این قضیه داشت .

ناصر عبداللهی هنرمندی بود مثل سایر هنرمندان ، نه از زمین امده بود و نه از آسمان نه معصوم بود  و نه معجزه ای از او در حافظه تاریخ ثبت شد اما میتوان اذعان داشت که تنها و بزرگترین معجزه این انسان با وجود تمام نکات مثبت و منفی و خطاها ، هنرش ، موسیقی اش و صدای بی نظیرش بود . هنر بود که ناصر عبداللهی را به وجود آورد و اگر هم امروز او را اکثر ایرانیان به خاطر می آورند به لطف هنر است نه موعظه و صوفیگری . ناصر عبداللهی نیز مانند بسیاری از انسانهای دیگر این کره خاکی اشتباهات زیادی داشت اما از ذکر آن نکات خودداری می شود که نکند اینگونه برداشت شود که این نوشته برای زیر سوال بردن ایشان است .ناصر اینگونه بود که بیان کردم نه صوفی بود و نه مرتاض و نه شهید او یک انسان ازاده بود . دوستان ندانسته در باره ناصر اظهار نظر نکنید چرا که ندانسته در حال تخریب شخصیت این هنرمند فقید هستید.






آخرین مطالب


ویرایش قالب : PO0y@N